خرید بک لینک

تجاوز اخیر ایالات متحده و متحدانش علیه ایران، با رویکردی تکان‌دهنده و از طریق «سرزنی» (Decapitation Strike) و ترور رهبر معظم، خانواده ایشان و کادرهای ارشد نظامی و سیاسی آغاز شد؛ رویه‌ای که حتی در تاریک‌ترین دوران جنگ‌های جهانی و در سخت‌ترین اقدامات هیتلر نیز سابقه نداشت. ملتی که سال‌ها برای صیانت از استقلال و امنیت خود استقامت کرده است، اکنون با چالشی بنیادین در حوزه بازدارندگی مواجه است. نگاهی به دکترین امنیتی قدرت‌های جهانی نشان می‌دهد که «حفاظت از رأس قدرت»، بخشی جداناشدنی از استراتژی بقای ملی است. روسیه با طراحی سیستم «دست مرده» (Dead Hand) و کره شمالی با تصویب پروتکل‌های پاسخ خودکار اتمی در صورت ترور رهبر، تلاش کرده‌اند تا هرگونه جسارت دشمن برای حذف رهبرانشان را با نابودی مطلق متقابل پاسخ دهند.
در چنین شرایطی، وقتی سخن از خونخواهی رهبر شهید به میان می‌آید، موضوع صرفاً یک واکنش عاطفی نیست، بلکه ایجاد یک «سد بازدارنده» است تا تکرار چنین جنایاتی در آینده پیش نیاید. پذیرفتن این دیدگاه که پاسخ به ترور رهبر باید در چارچوب «نهادهای مدنی» یا «مطالبه‌های شهروندی» دنبال شود، نه‌تنها با منطق جنگ و صلح در تضاد است، بلکه در واقع نوعی چراغ سبز برای دشمن است تا در آینده نیز بدون ترس از واکنش، رهبران کشور را هدف قرار دهد. آیا نخبگان سیاسی ما بر این باورند که در برابر تروریسم دولتی، روش‌های مدنی و اداری کارساز است؟ بازگشت به منطق بازدارندگی، تنها راهی است که مانع از تبدیل شدن ایران به عرصه‌ای برای ترورهای بی‌کیماسی شود.
البته باید توجه داشت که دولت وظیفه اش مدیریت اقتصادی و باز گرداندن دلارها از دست تراستیهای استخدام شده از سوی خودش است تا فشار اقتصادی مردم را مجدد به کف خیابان نکشاند. وظیفه نیروهای نظامی گرفتن انتقام است. ولی چه کنیم که ۶ نفر از ده نفر شعام هم از دولتند و فرمانوایی اعداد بر آنجا نیز حاکم است.
۱۴۰۵/۴/۱۴

جامعه و من را در تلگرام، ایتا، بله و بلاگفا دنبال کنید.
https://t.me/jameehvaman
ble.ir/join/3DXezYbduc
Jameehvaman.blogfa.com
https://eitaa.com/jameehvaman

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۱۷ ق.ظ توسط آهنگر سله بني

برچسب: نویسنده: jameehvaman تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:39

صفحه بندی